فراغی
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٦  کلمات کلیدی:

چه بی تابه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!

چه بی تابه تو را طلب می کنم!

بر پشت ِ سمندی

گوئی

نوزین

که قرارش نیست.

و فاصله

تجربه ئی بیهوده است.

بوی پیرهنت،

این جا

و اکنون. ـ

 

کوه ها در فاصله

سردند.

دست

در کوپه وبستر

حضور مانوس ِ دست تو را می جوید،

و به راه اندیشیدن

یاس را

رج می زند

 

بی نجوای ِ انگشتانت

فقط.-

و جهان از هر سلامی خالی است